اعهاد
مترادفها
پیمانها، عهدها، میثاقها
متضادها
نقض عهد، پیمانشکنی
لغت نامه دهخدا
اعهاد. [ اِ ] ( ع مص ) مبرا و مأمون ساختن کسی را از چیزی: انا اعهدک من اباقه اعهاداً. ( منتهی الارب ). انا اعهدک من اباق هذا العبد اعهاداً؛ من ترا از گریختن این برده مبرا و مأمون میسازم. ( ناظم الاطباء ). مبرا ساختن از چیزی: اعهده منه؛ بَرأه. ( از اقرب الموارد ). مأمون ساختن. ( از اقرب الموارد ). || پذیرفتار امری شدن: اعهدک من الامر. ( منتهی الارب ). پذیرفتار کاری شدن و تعهد آن کردن. ( از ناظم الاطباء ). تکفل کاری کردن. یقال: «اعهدک من اباق هذا العبد»؛ ای ابرئک و اُمنک و اعهدک من هذا الامر ای اکفلک. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با اعهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون کهن، مفاهیمی نظیر اعهاد و پیمانهای اخلاقی میان انسانها، نقش بسیار مهمی در حفظ نظم و صلح اجتماعی ایفا میکردند.
💡 او با وجود تمام سختیها، همچنان بر اعهاد خود با دوستان قدیمی پایبند ماند و هرگز در میانه راه آنها را رها نکرد.
💡 بر اساس اصول اخلاق اسلامی، اعهاد و وفای به عهد از مهمترین ویژگیهایی است که یک انسان مومن باید در زندگی داشته باشد.