اعناص

لغت نامه دهخدا

اعناص.[ اِ ] ( ع مص ) موی اندک و پراکنده ماندن بر سر کسی:اعنص الرجل اعناصاً؛ موی اندک... ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). موی اندک و پراکنده ماندن در سر. ( آنندراج ). موی پراکنده بر سر کسی ماندن: اعنص الرجل؛ بقی فی رأسه عَناص، ای شعر متفرق. ( از اقرب الموارد ).

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز