اعناز

لغت نامه دهخدا

اعناز. [ اِ ] ( ع مص ) مایل گردانیدن کسی را: اعنزه اعنازاً؛ مایل گردانید او را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مایل گردانیدن. مایل ساختن کسی را. ( از اقرب الموارد ).
اعناز. [ اِ ] ( اِخ ) شهری است میان حمص و ساحل. ( از معجم البلدان ).

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز