لغت نامه دهخدا
اعمق. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) دورتک. ( از منتهی الارب ): ما ابعد اعمقها؛ چه دورتک است آن. ( منتهی الارب ). گودتر. عمیق تر. باعمق تر.
- امثال:
اعمق من البحر؛ گودتر از دریا.
اعمق. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) دورتک. ( از منتهی الارب ): ما ابعد اعمقها؛ چه دورتک است آن. ( منتهی الارب ). گودتر. عمیق تر. باعمق تر.
- امثال:
اعمق من البحر؛ گودتر از دریا.
دور تک. چه دور تک است آن