اعسال

لغت نامه دهخدا

اعسال. [ اَ ] ( ع اِ ) اطوار و روش. یقال: هو علی اعسال من ابیه؛ ای بر وتیره و روش پدر خود است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ عَسَل، بمعنی انگبین و حبابهای آب که بر اثر وزیدن باد در حرکت باشند. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز