اعرار

متضادها

اثبات

لغت نامه دهخدا

اعرار. [ اِ ] ( ع مص ) پلیدی آلوده گردیدن. اعرت الدار؛ پلیدی آلوده گردید خانه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آلوده گردیدن خانه به پلیدی. ( از اقرب الموارد ). باسرگین گشتن جای. ( تاج المصادر بیهقی ). || خردکوهان گردانیدن شتر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بی کوهان گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گرگین ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرگین شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با اعرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حقوق مدنی، مفهوم اعرار به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد به دلیل عدم توانایی ذهنی یا ناتوانی در درک تصمیمات خود، مسئولیت حقوقی ندارد.

💡 وکیل مدافع با بررسی دقیق مدارک پزشکی و وضعیت روانی موکل خود، سعی کرد تا موضوع اعرار را به عنوان دلیلی برای بی‌اعتباری قراردادهای امضا شده مطرح کند.

💡 تشخیص دقیق حالت اعرار در اشخاصی که دچار بیماری‌های ذهنی مزمن هستند، مستلزم انجام آزمایش‌های تخصصی و نظر کارشناسان خبره در حوزه روان‌پزشکی و حقوق است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران