اعجاج
مترادفها
تلاطم، ناپایداری، تکان
متضادها
سکون، ثبات
لغت نامه دهخدا
اعجاج. [ اِ ] ( ع مص ) نیک وزیدن باد و گرد گرفتن آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سخت برآمدن باد و غبار پراکندن آن. ( از اقرب الموارد ). بمعنای عَج و عَجیج است در تمام معانی. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || خانه پردود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || فنون سواری را نیکو دانستن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).
جمله سازی با اعجاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام طوفانهای شدید، اعجاج باد میتواند باعث تخریب گسترده در ساختمانهای قدیمی و آسیب رساندن به درختان بزرگ در مناطق ساحلی شود که بسیار خطرناک است.
💡 دانشمندان با استفاده از ابزارهای دقیق علمی، تلاش میکنند تا میزان اعجاج جریانهای هوا را در لایههای مختلف اتمسفر برای پیشبینی بهتر تغییرات آب و هوایی اندازهگیری کنند.
💡 مشاهده اعجاج آب در رودخانههای کوهستانی طی فصل بهار، یکی از زیباترین مناظری است که گردشگران در طول سفرهای طبیعتگردی خود با آن مواجه میشوند.