کلمه «اعتفار» در متون قدیمی عربی و فارسی به مجموعهای از معانی اشاره دارد که بیشتر به مفهوم زمینگیر کردن یا حمله کردن بر کسی مربوط میشود و در منابعی مانند منتهیالارب، آنندراج و ناظم الاطباء ذکر شده است. یکی از معانی اصلی آن، بر زمین زدن کسی یا سر کسی گرفتن است، به این معنا که فردی را به زور یا درگیری به زمین میاندازند. همچنین «اعتفار» میتواند به جستن و حمله آوردن بر کسی یا به همدیگر پریدن و درگیری اشاره داشته باشد و گاهی به مفهوم درگیری فیزیکی میان افراد به کار میرود. این واژه همچنین در معنای خاکآلود کردن یا آلوده کردن لباس و حتی خاک آلود شدن خود فرد نیز استفاده شده است. در برخی منابع، «اعتفار» به عمل شکاری شیر بر خاک افکندن یا دریدن و پاره کردن طعمه تعبیر شده است، که بیانگر قدرت و تسلط است. افزون بر این، معنای استعاری آن میتواند به مقتدر و توانا شدن فرد نیز اشاره کند و نشاندهنده قدرت و نفوذ است. در مجموع، «اعتفار» واژهای است که هم در حوزه درگیریهای فیزیکی، هم در زمینه شکار و هم به مفهوم قدرت و اقتدار به کار میرود. این کلمه در متون قدیمی کاربردی چندوجهی دارد و بسته به متن، یکی از معانی ذکر شده ممکن است مدنظر باشد.
اعتفار
لغت نامه دهخدا
اعتفار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بر زمین زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کسی را بر زمین زدن. ( از اقرب الموارد ). || سر کسی گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || جستن و حمله کردن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به همدیگر برجستن و حمله آوردن. ( از اقرب الموارد ). || خاک آلودکردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خاک آلود کردن لباس. ( از اقرب الموارد ). || خاک آلوده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خاک آلوده نمودن. ( آنندراج ). خاک آلوده گردیدن. ( از اقرب الموارد ).خاک آلود شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || شکاری را بر خاک افکندن شیر. ( آنندراج ). شکار برابر خاک افکندن شیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دریدن و پاره کردن شیر کسی را. || مقتدر و توانا شدن. ( از اقرب الموارد ).