لغت نامه دهخدا
اصابعالملک. [ اَ ب ِ عُل ْ م َ ل ِ ] ( ع اِ مرکب ) اکلیل الملک را گویند. ( از مخزن الادویه ) ( آنندراج ). دوایی است که نام دیگرش اکلیل الملک است. و در ترجمه صیدنه آمده است: رسایلی ذکر او کرده است و تفسیر او نکرده است. ( فرهنگ نظام ).
اصابعالملک. [ اَ ب ِ عُل ْ م َ ل ِ ] ( ع اِ مرکب ) اکلیل الملک را گویند. ( از مخزن الادویه ) ( آنندراج ). دوایی است که نام دیگرش اکلیل الملک است. و در ترجمه صیدنه آمده است: رسایلی ذکر او کرده است و تفسیر او نکرده است. ( فرهنگ نظام ).
( اسم ) اکلیل الملک شاه افسر اسپرک