خونبها ستدن

مترادف‌ها

دریافت دیه، گرفتن دیه

لغت نامه دهخدا

خونبها ستدن. [ خوم ْ ب َ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) پول خون گرفتن. گرفتن خونبها.

فرهنگ فارسی

پول خون گرفتن گرفتن خونبها

جمله سازی با خونبها ستدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنچه داری از جهان آن خونبهای تست و بس گر خورد خونت سزد کز پیش دادت خونبها

💡 ز خونبها بنترسد که گنج‌ها دارد که مرده زنده شود زان و وارهد ز کفن

💡 اگر چه رفتی و کشتی ز دوریت ما را بیا که جز تو نخواهیم خونبها یارا

💡 3 - عفو كردن با گرفتن خونبها (البته در اينصورت موافقتقاتل نيز شرط است ).

💡 اينها سخنانى است كه مسيحيان در معناى (فادى ) خونبها شدن مسيح (عليه السلام ) گفتهاند.

💡 سر بر مراد دوست نهادی به تیغ خصم ای کشته غم مدار که خود خونبهای تست

💡 قبایل باستانی برای پایان دادن به اختلافات طولانی و جلوگیری از جنگ‌های بی‌پایان، معمولاً به دنبال خونبها ستدن از طرف مقابل خود بودند.

💡 در قوانین قدیمی برخی جوامع، خانواده‌های آسیب‌دیده حق داشتند که برای جبران از دست دادن عزیزان خود، خونبها ستدن را دنبال کنند.

💡 مذاکرات میان دو گروه برای خونبها ستدن و جبران خسارت‌های وارده، هفته‌ها به طول انجامید تا در نهایت به یک توافق صلح برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران