اشفته رای
مترادفها
پریشانفکر، آشفتهذهن، ناآرام
متضادها
آرام، خردمند
لغت نامه دهخدا
( آشفته رای ) آشفته رای. [ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) آنکه مصمم نتواند شدن. مردد.
- آشفته رای شدن؛ تغییق.
فرهنگ عمید
( آشفته رای ) مردد، دودل، کسی که نتواند فکر کند و تصمیم بگیرد.
فرهنگ فارسی
( آشفته رای ) ( صفت ) آنکه نتواند تصمیم بگیرد مردد.
مردد