لغت نامه دهخدا
اشبق. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از شبق، آزمندتر به جماع.
- امثال:
اشبق من جمالة.
اشبق من حُبّی ̍. ( مجمع الامثال میدانی ). و رجوع به حُبّی ̍ شود.
اشبق. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از شبق، آزمندتر به جماع.
- امثال:
اشبق من جمالة.
اشبق من حُبّی ̍. ( مجمع الامثال میدانی ). و رجوع به حُبّی ̍ شود.
نعت تفضیلی از شبق. آزمند تر بجماع.