اسگذار
لغت نامه دهخدا
اسگذار. [ اَ گ ُ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) رجوع به اسکدار شود.
فرهنگ عمید
= اسکدار
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برید و پیکی که منزل بمنزل فرود آید و اسب خود را عوض کند. ۲ - کیسه و خریط. حاوی نامه های پیک.
اسگذار. [ اَ گ ُ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) رجوع به اسکدار شود.
= اسکدار
( اسم ) ۱ - برید و پیکی که منزل بمنزل فرود آید و اسب خود را عوض کند. ۲ - کیسه و خریط. حاوی نامه های پیک.