اسولات
لغت نامه دهخدا
اسولات. [ اَس َ ] ( اِخ ) موضعی در بیرون بژم از کلارستاق. ( سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 107 ).
اسولات. [ اَس َ ] ( اِخ ) موضعی در بیرون بژم از کلارستاق. ( سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 107 ).