اسوداد

لغت نامه دهخدا

اسوداد. [ اِ وِ ] ( ع مص ) سیاه شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). سیاه گردیدن. ( منتهی الارب ). سیاه بودن.

فرهنگ فارسی

سیاه شدن سیاه گردیدن سیاه بودن