لغت نامه دهخدا
اسواط. [ اَس ْ ] ( ع اِ ) ج ِ سوط. تازیانه ها. ( منتهی الارب ).
- دارةالاسواط؛ یکی از دارات عرب در ظهر ابرق، درمضجع، و آن برقة بیضاء است ازآن ِ بنی قیس بن جزٔبن کعب بن ابی بکربن کلاب. ( معجم البلدان ).
اسواط. [ اَس ْ ] ( ع اِ ) ج ِ سوط. تازیانه ها. ( منتهی الارب ).
- دارةالاسواط؛ یکی از دارات عرب در ظهر ابرق، درمضجع، و آن برقة بیضاء است ازآن ِ بنی قیس بن جزٔبن کعب بن ابی بکربن کلاب. ( معجم البلدان ).
= سوط
تازیانه ها، جمع سوط
جمع سوط تازیانه ها یا داره الاسواط یکی از دارات عرب.