واژه «اسغاب» یک مصدر عربی است که در متون کهن به کار رفته و در معنای کلی به حالت گرسنه کردن یا گرسنه شدن اشاره دارد و بسته به ساختار جمله میتواند هم به معنای ایجاد گرسنگی در دیگری و هم به معنای دچار گرسنگی شدن به کار رود. در کاربرد اول، «اسغاب» به معنای آن است که فردی یا عاملی باعث گرسنه شدن شخص دیگر میشود و او را در وضعیت کمبود غذا یا نیاز شدید به خوراک قرار میدهد. در کاربرد دوم، این واژه به معنای وارد شدن فرد به حالت گرسنگی و تجربه احساس نیاز شدید به غذا به کار میرود که بیشتر بیانگر حالت درونی و جسمانی انسان است. در متون لغوی قدیم مانند منابع عربی و فارسی کلاسیک، این واژه برای توصیف وضعیتهای شدید فقر غذایی یا شرایط سخت معیشتی نیز استفاده شده است. از نظر ریشهشناسی، این واژه به مفاهیمی مرتبط با گرسنگی و ضعف جسمانی اشاره دارد و در ساختار معنایی خود بر نبود یا کمبود غذا دلالت میکند. در ادبیات کهن، گاهی از آن برای بیان وضعیتهای سخت و طاقتفرسا نیز بهره گرفته شده است که در آن انسان در اثر نبود غذا دچار رنج و ضعف میشود. همچنین این واژه میتواند در توصیف حالتهای عاطفی یا استعاری نیز به کار رود، جایی که گرسنگی نماد نیاز شدید یا کمبود چیزی مهم تلقی میشود. به طور کلی، «اسغاب» به معنای گرسنه کردن یا گرسنه شدن است و در متون قدیم برای بیان وضعیت کمبود شدید غذا یا قرار گرفتن در حالت گرسنگی به کار میرود.
اسغاب
لغت نامه دهخدا
اسغاب. [ اِ] ( ع مص ) گرسنه کردن. || در گرسنگی درآمدن. ( منتهی الارب ). گرسنه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).