اسعرد
مترادفها
مست کردن
لغت نامه دهخدا
اسعرد. [اِ ع ِ ] ( اِخ ) سعرد. نام شهری است. ( منتهی الارب ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی و عیون الانباء ج 1 ص 7 شود.
مست کردن
اسعرد. [اِ ع ِ ] ( اِخ ) سعرد. نام شهری است. ( منتهی الارب ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی و عیون الانباء ج 1 ص 7 شود.