استیماء
لغت نامه دهخدا
استیماء. [ اِ ] ( ع مص ) استئماء. پرستار گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بکنیزکی گرفتن. برده و یسیر خریدن. کنیزک گرفتن. کنیزک خریدن. ( زوزنی ).
جمله سازی با استیماء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی پزشکی، از واژه استیماء برای اشاره به فرآیند بخور دادن و استفاده از بخار آب گرم جهت تسکین دردهای ریوی استفاده میشد.
💡 فرآیند استیماء در برخی روشهای سنتی درمان، با هدف باز شدن منافذ پوست و انتقال مواد دارویی از طریق بخار به بدن انجام میگیرد.
💡 برخلاف تصور عموم، استیماء یا ایجاد بخار در محیطهای بسته میتواند باعث افزایش رطوبت و تغییر دمای هوا در اتاقهای کوچک و کمارتفاع شود.