استنخاب
مترادفها
انتخاب، برگزیدن
متضادها
رد، طرد
لغت نامه دهخدا
استنخاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگزیدن چیزی را. || طلب مباشرت زن. ( از منتهی الارب ).
انتخاب، برگزیدن
رد، طرد
استنخاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگزیدن چیزی را. || طلب مباشرت زن. ( از منتهی الارب ).