استلطاف

مترادف‌ها

لطف طلبیدن، مهربانی خواستن

متضادها

استقباح، کراهت، بی مهری

لغت نامه دهخدا

استلطاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چسبانیدن چیزی را بر بازو و جنب خود. || بی اعانت دیگری کار خود کردن اشتر نر در بردن شتر نره را در شرم ناقه.

فرهنگ فارسی

چسبانیدن چیزی بر بازو و جنب خود

کلمات مرتبط