استصراخ
مترادفها
استغاثه، درخواست کمک
متضادها
سکوت
لغت نامه دهخدا
استصراخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فریاد خواستن. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). فریادخواهی. استغاثه.
فرهنگ فارسی
فریاد خواستن
جمله سازی با استصراخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان هیاهوی جنگ و صدای انفجارها، استصراخ سربازان زخمی که برای کمک فریاد میزدند، فضای میدان نبرد را به شدت ملتهب و بسیار غمانگیز کرده بود.
💡 آن استصراخ بلند که از میان جمعیت شنیده شد، نشاندهنده وحشت عمیقی بود که مردم در مواجهه با حادثه ناگوار پیش رو داشتند و همه را نگران کرد.
💡 تاریخ نشان میدهد که استصراخ مردمی که در برابر ظلم و بیعدالتی ایستادگی کردند، همواره جرقهای برای ایجاد تغییرات بزرگ و تحولات اجتماعی در جوامع بوده است.