استشاطه

مترادف‌ها

خشم، غیظ، عصبانیت

متضادها

آرامش، خونسردی، وقار

لغت نامه دهخدا

( استشاطة ) استشاطة. [ اِ ت ِ طَ ] ( ع مص ) برافروختن از خشم. ( منتهی الارب ). التهاب. از خشم سوختن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نیک خندیدن. || شادان پریدن کبوتر و مانند آن. || فربه شدن شتر. ( منتهی الارب ). فربه شدن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ). فربه شدن ستور. || سبک شدن برای کاری و زود برآمدن از آن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران