استرعاف

لغت نامه دهخدا

استرعاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )چکانیدن پیه. گرفتن گداخته پیه. ( منتهی الارب ). || پیشی گرفتن اسب و درگذشتن. در پیش شدن: استرعف الفرس. ( منتهی الارب ). || خون آلود کردن سنگریزه سم ستور را. ( منتهی الارب ). خون برآوردن.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز