استجهال
مترادفها
نادان پنداشتن
متضادها
تکریم، احترام
لغت نامه دهخدا
استجهال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نادان شمردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || سبک داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). استخفاف کردن. ( منتهی الارب ). || جنبانیدن باد شاخ را: استجهلت الریح الغصن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. )خود را به نادانی زدن.
فرهنگ عمید
نادان شمردن.
ویکی واژه
خود را به نادانی زدن.