لغت نامه دهخدا
استاغ. [ اِ ] ( ص ) نازا. عقیم. عاقر. سترون.
- استاغ شدن شتر و گوسفند؛ عَیط. عِیاط. باردار نگردیدن آنها سالهایی. نازایندگی.
استاغ. [ اِ ] ( ص ) نازا. عقیم. عاقر. سترون.
- استاغ شدن شتر و گوسفند؛ عَیط. عِیاط. باردار نگردیدن آنها سالهایی. نازایندگی.
ستاغ: سترون، استرون، عقیم، نازا
عقیم