لغت نامه دهخدا
استاعلم. [ اُ ع َ ل َ ] ( اِ مرکب ) پاره دزدیده خیاط.
- استاعلم کردن؛ دزدیدن خیاط، قسمتی از جامه نابریده را. رجوع به استادعلم شود.
استاعلم. [ اُ ع َ ل َ ] ( اِ مرکب ) پاره دزدیده خیاط.
- استاعلم کردن؛ دزدیدن خیاط، قسمتی از جامه نابریده را. رجوع به استادعلم شود.