لغت نامه دهخدا
( آزیدن ) آزیدن. [ دَ ] ( مص ) آژدن. آژیدن. آجدن. آجیدن. || رنگ کردن. و بدین معنی شاید مصحف رزیدن باشد. || آزار دادن. آزردن. ( برهان ).
( آزیدن ) آزیدن. [ دَ ] ( مص ) آژدن. آژیدن. آجدن. آجیدن. || رنگ کردن. و بدین معنی شاید مصحف رزیدن باشد. || آزار دادن. آزردن. ( برهان ).
( آزیدن ) (دَ ) (مص م. ) آژیدن، آجیدن.
( آزیدن ) = آجیدن
( آزیدن ) ( مصدر ) آژیدن آجیدن
آزار دادن آزردن