ازپیشه
مترادفها
از حرفه، از پیشه
لغت نامه دهخدا
( آزپیشه ) آزپیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) حریص:
برفتند [ گرگین و بیژن ] هر دو براه دراز
یکی آزپیشه [ گرگین ]یکی کینه ساز.فردوسی.
فرهنگ عمید
( آزپیشه ) حریص، آزمند.
از حرفه، از پیشه
( آزپیشه ) آزپیشه. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) حریص:
برفتند [ گرگین و بیژن ] هر دو براه دراز
یکی آزپیشه [ گرگین ]یکی کینه ساز.فردوسی.
( آزپیشه ) حریص، آزمند.