ارواع

مترادف‌ها

ارواح

لغت نامه دهخدا

ارواع. [اَرْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَرْوَع،بشگفت آرنده کسی را از حسن و جمال یا از شجاعت و مانند آن. ( منتهی الارب ).
ارواع. [ اِرْ ] ( ع مص ) کلمه زجر گفتن گوسفندان را: اُروِع َ بالغنم؛ لَعاً لَعاً گفته شد گوسپند را و آن کلمه زجر است مر گوسپندان را.

جمله سازی با ارواع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در افسانه‌های قدیمی و داستان‌های فولکلور، گفته می‌شود که ارواع در تاریکی شب و در اعماق جنگل‌های انبوه به دنبال روح سرگردان هستند.

💡 نویسندگان داستان‌های فانتزی اغلب از موجودات خیالی و ارواع ترسناک برای ایجاد فضایی مهیج و پر از تعلیق در آثار خود استفاده می‌کنند.

💡 برخی متون قدیمی حکایت از حضور ارواع در مکان‌های متروکه و ویرانه‌های باستانی دارند که باعث ایجاد ترس در دل مردم می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران