واژه «ارساح» در زبان عربی قدیم و در متون لغوی کهن به معنای لاغر کردن ناحیه سرین و کفل به کار میرود و بیشتر برای توصیف حالتی از لاغری شدید در بدن انسان یا حیوان استفاده شده است. این واژه زمانی به کار میرفته که فرد یا موجودی از نظر جسمی دچار کاهش گوشت و چربی در ناحیه نشیمنگاه و لگن خاصره میشده و حالت استخوانی و باریک پیدا میکرده است. در برخی منابع لغوی، «ارساح» به صورت «لاغرسرون کردن» نیز توضیح داده شده که به معنای باریک و نحیف شدن بخش پایینی بدن است. این واژه در متون قدیمی معمولاً برای بیان توصیفهای جسمی و ظاهری افراد به کار میرفته و کاربرد پزشکی یا تشریحی در زبان امروز ندارد. در زبان عربی کلاسیک، چنین واژگانی برای دقت در توصیف وضعیت بدن و حالات فیزیکی بسیار رایج بوده و هر بخش بدن اصطلاح خاص خود را داشته است. «ارساح» بیشتر حالتی را نشان میدهد که فرد بر اثر ضعف، بیماری یا کمبود تغذیه دچار لاغری شدید در ناحیه لگن و باسن شده باشد. در برخی توضیحات لغوی، این واژه در برابر حالتی مانند «فربهسرین» قرار میگیرد که به معنای پرگوشت و چاق بودن همان ناحیه است. بنابراین، «ارساح» واژهای توصیفی و قدیمی است که برای بیان باریک شدن و لاغری قسمت تحتانی بدن به کار میرفته است. این واژه امروزه در زبان فارسی و عربی کاربرد رایج ندارد و بیشتر در کتابهای لغت و متون کلاسیک دیده میشود.
ارساح
لغت نامه دهخدا
ارساح. [ اِ ] ( ع مص ) لاغرسرون کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).