ارجاح

مترادف‌ها

ترجیح، اولویت، برتری

متضادها

تأخیر، بی‌اهمیتی

لغت نامه دهخدا

ارجاح. [ اِ ] ( ع مص ) دادن راجح و مائل کسی را. ( منتهی الارب ). چرب سُختن. ( زوزنی )، یعنی سنگین تر کشیدن در وزن. چرب دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). افزونی نهادن. چربانیدن.

کلمات مرتبط