ارتصاد
مترادفها
رصد، مشاهده
لغت نامه دهخدا
ارتصاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چشم داشتن. چشم به راه بودن. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) چشم داشتن، چشم به راه بودن.
فرهنگ عمید
۱. چشم به راه بودن، چشم داشتن.
۲. رصد کردن.
فرهنگ فارسی
چشم براه بودن، چشم داشتن
( مصدر ) چشم داشتن چشم براه بودن.
ویکی واژه
چشم داشتن، چشم به راه بودن.