ارتجالا

مترادف‌ها

ناگهانی، بی‌درنگ، بی‌مقدمه

لغت نامه دهخدا

( ارتجالاً ) ارتجالاً. [ اِ ت ِ لَن ْ ] ( ع ق ) بالبداهة. بداهةً. مرتجلاً. اقتبالاً. به بدیهه. بالبدیهه. به ارتجال.

فرهنگ معین

( ارتجالاً ) (اِ تِ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به ارتجال، به بدیهه، بی درنگ.

جمله سازی با ارتجالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سخنرانی او چنان حرفه‌ای بود که به نظر می‌رسید از قبل تمرین کرده باشد، در حالی که او تمام صحبت‌های خود را به صورت ارتجالا بیان کرد.

💡 در دنیای هنر، برخی نوازندگان توانایی فوق‌العاده‌ای در نواختن قطعات موسیقی به صورت ارتجالا دارند که باعث می‌شود مخاطبان را مجذوب اجرای خود کنند.

💡 وقتی برنامه‌ی از پیش تعیین شده با مشکل مواجه شد، مدیر جلسه مجبور شد به صورت ارتجالا تصمیماتی را برای جلوگیری از بحران اتخاذ نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران