احذق تصویر معنی احذق مترادفها ماهرتر، زبردستتر لغت نامه دهخدا احذق. [ اَ ذَ ] ( ع ص ) حبل اَحذَق؛ طنابی پاره پاره. || ( ن تف ) حاذق تر. استادتر. کلمات مرتبط اجهد افسق اجزع اعرق اذعن مسرهج گزارش محتوای نامناسب