اعرق تصویر معنی اعرق مترادفها ریشهدار، کهن، قدیمی متضادها سطحی لغت نامه دهخدا اعرق.[ اَ رَ ] ( ع ن تف ) به نسب تر. ( یادداشت بخط مؤلف ). فرهنگ فارسی به نسب تر کلمات مرتبط افشی انتج انضج اغض