احتسال
مترادفها
غسل، شستشو
لغت نامه دهخدا
احتسال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکار کردن بچه سوسمار که از بیضه برآمده. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با احتسال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مکاتب فقهی مختلف، شرایط و روشهای مربوط به احتسال پس از بروز برخی حالات طبیعی، دارای جزئیات بسیار دقیق و احکام شرعی خاصی میباشد.
💡 انجام مراسم احتسال و غسل در مناسبتهای مذهبی، همواره بخشی جداییناپذیر از آیینهای پاکسازی روحی و جسمی در جوامع اسلامی و سنتی بوده است.
💡 بسیاری از فتاوای مذهبی به دقت توضیح میدهند که چگونه فرد میتواند با رعایت اصول شرعی، فرآیند احتسال خود را به درستی و مطابق با دستورات انجام دهد.