احتراص

مترادف‌ها

احتیاط، پرهیز

متضادها

بی‌احتیاطی، بی‌پروا

لغت نامه دهخدا

احتراص. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آزمند شدن. || کوشش کردن.

فرهنگ فارسی

آزمند شدن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران