تعزم
مترادفها
تصمیم، اراده
متضادها
تردید، دودلی، شک
لغت نامه دهخدا
تعزم. [ ت َ ع َزْ زُ] ( ع مص ) آهنگ کردن بر کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دل نهادن و کوشش نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تصمیم، اراده
تردید، دودلی، شک
تعزم. [ ت َ ع َزْ زُ] ( ع مص ) آهنگ کردن بر کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دل نهادن و کوشش نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).