لغت نامه دهخدا
ابن اماجور. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوالقاسم عبداﷲبن اماجور، از اولاد فراغنه. و او منجمی فاضل بوده است. او راست: کتاب القن. کتاب الزیج المعروف بالخالص. کتاب زادالمسافر. کتاب الزیج المعروف بالمزنر. کتاب الزیج المعروف بالبدیع. کتاب زیج السندهند. کتاب الزیج الممرات. ( ابن الندیم ). و ابن قفطی گوید او هرویست.
ابن اماجور. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) علی ابوالحسن بن اماجور. او بحرکات کواکب و امر رصد بصیرو اهل فن را به ارصاد او اعتماد بوده است. ( قفطی ).