اب اهن تاب
مترادفها
سختجان، استوار، محکم، پولادین
لغت نامه دهخدا
( آب آهن تاب ) آب آهن تاب. [ ب ِ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آبی که آهن تفته در آن فروبرده باشند و در طب بکار است.
فرهنگ فارسی
( آب آهن تاب ) آبی که آهن تفته در آن فرو برده باشند و در طب بکاراست