پراکند
واژه «پراکند» به معنای «پخش کرد» است و به فعل «پراکندن» نسبت داده میشود.
به عبارت دیگر، «پراکند» به حالتی اشاره دارد که چیزی به صورت غیر متمرکز و در نقاط مختلف پخش میشود.
پراکندن به معنای تقسیم یا توزیع چیزی به بخشهای مختلف یا در مکانهای مختلف است.
به عنوان مثال، میتوان گفت: «او دانهها را در زمین پراکند.» یعنی دانهها را در نقاط مختلف زمین پخش کرد.
این واژه بیشتر در شعر، نثر و متون ادبی به کار میرود و در ادبیات، میتواند به توصیف حالتهای مختلفی از جمله احساسات، افکار یا تصاویر شاعرانه بپردازد.
مترادفها
پراکنده، پخش، متفرق
متضادها
جمع، متمرکز، منسجم، یکپارچه
جمله سازی با پراکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 افکار او در آن لحظه بسیار پراکند بود و نمیتوانست با تمرکز کامل بر روی موضوع مهمی که در جلسه مورد بحث قرار میگرفت، توجه کند.
💡 پس از وقوع آن طوفان شدید، اشیاء و وسایل زیادی در سطح زمین به صورت پراکند و بینظم دیده میشدند که نشان از شدت حادثه داشت.
💡 او با وجود اینکه دانش زیادی داشت، اما به دلیل اطلاعات پراکند و عدم انسجام در مطالعه، نمیتوانست نتایج دقیق و مشخصی به دست آورد.