فندق بند

لغت نامه دهخدا

فندق بند. [ ف َ دُب َ ] ( اِ مرکب ) سرهای انگشتان که به حنا رنگ کرده باشند. ( آنندراج ). رجوع به فندق بستن و فندقچه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سر انگشتی که بحنا رنگ کرده باشند.

جمله سازی با فندق بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به مشکین کمند اندرآویخت چنگ به فندق‌گلان را بخون داد رنگ

💡 مساحت باغات کشاورزی فندق این روستا بالغ ۱۳۰ هکتار می‌باشد.

💡 به فندق مشک را از سیم برکند ز نرگس بر سمن گوهر پراگند

💡 برید و میان را به گیسو ببست به فندق گل ارغوانرا بخست

💡 دهانِ فندق و بادام و پسته به شکر خنده لب بگشوده بسته

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز