لغت نامه دهخدا
دیبا فشانی. [ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دیبافشان. || دیبافشان.
دیبا فشانی. [ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دیبافشان. || دیبافشان.
عمل دیبا فشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست نگارین بروی ما چه فشانی ساعد سیمین بخون ما چه نگاری
💡 چنین گفت آنکه از ابر معانی مسلّم آمدش گوهر فشانی
💡 به لب هستی زلال زندگانی چه باشد قطره ای بر وی فشانی
💡 پرن سمای عقلم مه چرخ نامجوئی سقط نهاد پاکم نمط خرد فشانی
💡 باد آید و از حلقهٔ زلفین تو هر شب بر لاله ستان تو کند مشک فشانی
💡 به آن کین کفش را از پا فشانی وگرنه خسته پا در ره بمانی