لغت نامه دهخدا
پاچه گزک. [ چ َ / چ ِ گ َ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آتش بازی. پاچه خیزک.
پاچه گزک. [ چ َ / چ ِ گ َ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آتش بازی. پاچه خیزک.
( اسم ) پاچه خیزک.
قسمی آتش بازی پاچه خیزک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن هـمـه لطـف و احسان الهى را ديده بود چنين جمله اى را بر زبان راند كه (اى كاش مردهبـودم و فـرامـوش شـده بـودم ) هـرگـز تـرسـيـمـى ازحـال مـريـم در آن سـاعـت در ذهـن خـود نكرده اند، و اگر خود به جزء كوچكى از اين مشكلاتگرفتار شوند چنان دست پاچه مى شوند كه خود را نيز فراموش خواهند كرد.
💡 تپه رودخانه شرقی مربوط به عصر مس - عصر مفرغ - سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ازنا، بخش مرکزی، دهستان پاچه لک غربی، ۷۰۰ متری شمال روستای قاسمآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱۶۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.