لغت نامه دهخدا
پاچه خیزک. [ چ َ / چ ِ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آتش بازی.
پاچه خیزک. [ چ َ / چ ِ زَ ] ( اِ مرکب ) قسمی آتش بازی.
( ~. زَ ) (اِمر. ) ۱ - نوعی بازی با آتش. ۲ - نوعی فشفه که به دور خود می چرخد، پاچه گزک، پاچه خزک.
۱. نوعی آتش بازی.
۲. نوعی فشفشه.
( اسم ) نوعی بازی با آتش پاچه گزک.
قسمی آتش بازی
نوعی بازی با آتش.
نوعی فشفه که به دور خود میچرخد، پاچه گزک، پاچه خزک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه لمس ج در شهرستان ازنا، بخش مرکزی، دهستان پاچه لک غربی، حدود ۱/۵ کیلومتری شمال شرقی روستای متروکه لمس واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱۶۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 که در بخش زز و ماهروی الیگودرز،بخش بربرود الیگودرز،بخش پاچه لک ازنا،بخش جاپلق ازنا و بخش ژان دورود زندگی میکنند.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷۷ نفر (۹۲خانوار) بودهاست.
💡 ریشهٔ این اصطلاح به دعای لاتین رِکوئیاِسکات این پاچه ( requiescat in pace) به معنای «باشد که او در آرامش آرامگیرد» باز میگردد.
💡 تپه گلمبه مربوط به آغاز سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ازنا، بخش مرکزی، دهستان پاچه لک غربی، ۴۵۰ متری جنوب روستای برجله واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۲۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.