هان کاو

لغت نامه دهخدا

هان کاو. ( اِخ ) از شهرهای مرکزی چین و بزرگترین شهر تجارتی آن کشور که در ساحل چپ رود یانگ تسه و محل تلاقی آن با رود هان کیانگ واقع شده و مرکز ایالت هوپِه ( هوبِه ) میباشد و بوسیله یکی از دو رود مذکور از شهر هان یانگ و بواسطه دیگری از شهر هوچانگ مفروز شده و در حقیقت این سه شهر روی هم شهر واحدی را که نزد چینیان به نام ووهان معروف است و مجموع جمعیت آن در سال 1953م. بالغ بر یک میلیون و نیم بود تشکیل میدهند. این شهر در جنگ جهانی دوم صدمات فراوانی دیده است.

جمله سازی با هان کاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هجو میگوئی ای مجیرک هان تا ترا زین هجا بجان چه رسد

💡 هان مکش این زحمت و مشکن کمر هین بنشین، می‌شنو و می‌نگر

💡 چو من بیمار گشتم هان چه بودت؟ که خود بیمارپرس من نبودت

💡 یار اغیار مشو دشمن یار مشو پی آزار مشو هان پشیمان نشوی

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز