لغت نامه دهخدا
میانه قلیان. [ ن َ / ن ِ ق َل ْ ] ( اِ مرکب ) میانه. میانه غلیان.( یادداشت مؤلف ) رجوع به میانه و میانه غلیان شود.
میانه قلیان. [ ن َ / ن ِ ق َل ْ ] ( اِ مرکب ) میانه. میانه غلیان.( یادداشت مؤلف ) رجوع به میانه و میانه غلیان شود.
میانه میانه غلیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که هر کز میانه نهد پیش پای مر او را دهم دخترم را همای
💡 ز رحمت باشی الحق بیکرانه چو کردی خویش بینی در میانه
💡 تنها در میانه ما شور این عزاست کاین شور در زمین و زمان هم گرفته است
💡 جانهای پاک بر سر دار فنا شدند تا زین میانه سر انا الحق شد آشکار
💡 تن و جان را به دست عقل سپار پای بیگانه در میانه میار
💡 اگر به حرف اثر بود زین میانه چرا در آسمان به هدف تیر یک دعا نرسد