صقع واجب

لغت نامه دهخدا

صقع واجب. [ ص ُ ع ِ ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنگاه که فلاسفه و متکلمان بخواهند کلمه مکان و محل و جای و مترادفات آن را در مورد باری تعالی به کار ببرند کلمه صقع را استعمال می کنند و صقع ربوبی یا صقع واجب گویند. ظاهراً این کلمه را نخست شیخ اشراق در این مورد به کار برده است.

فرهنگ فارسی

آنگاه که فلاسفه و متکلمان بخواهند کلمه مکان و محل و جای و مترادفات آن را در مورد باری تعالی بکار ببرند

جمله سازی با صقع واجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه زان کاندرین خدمت این رنج بردم که واجب کند بر من این مهربانی

💡 آن‌که ‌در میدان نظم او را چنین باشد مجال کی‌کند واجب که در بیغوله‌ای سازد مقر

💡 همانا خداوند نماز جمعه را تا روز قيامت بر شما واجب كرد.(وسائل الشيعه، ج 5، ص 6).

💡 نماز جمعه بر هر فرد مؤ من واجب است، مگر بر كودك، زن، بنده و مريض، (مستدركالوسائل، ج 6، ص 10).

💡 به وفا و عهد واجب شده سعی و جهد بر من مگر این قدر نتوانم که به سر برم به مردی

💡 شناسد هر چه از وی در نهان بود قیام او بر آن واجب توان بود

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز