لغت نامه دهخدا
شه تیه می. [ ش ِ ] ( اِخ ) لقب تومن خاقان که به اسم ایلی خان نیز معروف است. در سال 557 م. مالک الرقاب ترک شد و به خود عنوان خاقان داد و او هنگام مرگ سه پسر داشت که کوچکترین ایشان شه تیه می بود. ( از شرح احوال رودکی ج 1 ص 181، 183 ).
شه تیه می. [ ش ِ ] ( اِخ ) لقب تومن خاقان که به اسم ایلی خان نیز معروف است. در سال 557 م. مالک الرقاب ترک شد و به خود عنوان خاقان داد و او هنگام مرگ سه پسر داشت که کوچکترین ایشان شه تیه می بود. ( از شرح احوال رودکی ج 1 ص 181، 183 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه کلیمی تو برین کوه که گیری کم تیه نه عزیزی تو درین مصر که گیری کم چاه
💡 گم کرده را تیه ضلال از هدایت است هر دل که بی محبت شاه ولایت است
💡 مانده در تیه فراقم، رهنمایا، ره نمای غرقهٔ دریای هجرم، دستگیرا، دست گیر
💡 از آن تتّبع عاقل نمیکند مجنون که عاقلان همه در تیه غفلتاند و غرور
💡 سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی از این حیرت مرا ای خضر رحمت کن که برهانی
💡 چرا در تیه حیرت مانده حیران و سرگردان نمیبینی مگر شمع هدایت درکف موسی